محمدمحمد، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه سن داره

محمد گیان

چکار کنم با کارتون دیدن محمد

سلام چند وقتیه محمد بجز دیدن فیلم کارتون هیچ کاری انجام نمیده منظورم از کار اینه که  فقط   دوست   داره بشینه پای تلویزیون و کارتون نگاه کنه با اسباب بازیهاش بازی نمیکنه سراخ دوچرخه  اش نمیره حتی چند روز هم دستگاه دی وی دی را ازش قایم  کردم مدام بهونش  میگرفت  مثل افراد  معتاد  غمار غمار بود بد اخلاقی میکرد خیلی نگرانش هستم نمی دونم چکار کنم میترسیدم که چشماش اسیب ببینه برای همین پیش متخصص چشم هم بردمش خدا را شکر دکتر گفت چشماش مشکلی نداره فقط سعی کنید نگذارید در روز بیشتر از یک  ساعت  فیلم ببینه  حتی موقعی هم که  تلویزیون روشنه و ما  میخوایم  برنامه دیگری ب...
21 دی 1390

رفتن محمد به سینما برای اولین بار

دیشب بعد از مدتها با محمد و بابای، رفتیم سینما. تعریف فیلم "سعادت آباد" رو زیاد شنیده بودم. و از اون جائی‌ که دیروز یه دلشوره عجیب داشتم که تمام طول روز همراهم بود، با خودم فکر کردم بهترین کار رفتن به سینما هست. که ای کاش نرفته بودیم . اول که هنوز پخش فیلمو شروع نکرده بودند محمد چند بار صندلیش عوض کرد . با خودم فکر کردم خوب آلان که برقو خاموش کنند و سالون تاریک بشه محمد  هم میاد میشینه و دیگه تکون نمیخوره .زهی خیال باطل نه تنها ننشست بلکه تمام صندلهای سینما رو یکی یکی امتحان هر چی هم گفتم بیا بشین میگفت من این فیلمو دوست ندارم چرا کارتون نمیزارن خسته شدم چرا اینقدر تلویزیونشون بزرگه همش خدا خدا میکردم مردم اعتراض نکنند و حق هم دا...
10 دی 1390

برای پسرم محمد گیان

  محمد! عشق من! عمر من! هستی من! زندگی من! امید من! محمد من!... این  واژه ها رو روزی ده ها و صدها بار برات زمزمه میکنم  کاش نویسنده ای بودم که می تونستم به اون زیبایی که هست عشق و علاقه ام رو بهت ابراز کنم محمد گیان همه فکر و ذکرم تویی و فردای تو ...خیلی زیاد به آینده ات فکر میکنم ولی نمیدونم چی پیش میاد ولی من سعییم میکنم که تورو به بهترین شکل ممکن تربیت کنم با تمام وجودم ازت مواظبت کنم از خدای عزیز و مهربان میخوام که به من کمک کنه تا بتونم به اونچه که میخواهم برسم آمین.     ...
27 آذر 1390

کارتون گوسفند زبل

سلام محمد گیان خوبی جدیدا این کارتونو خیلی دوست داری و خیلی هم به کارهاشون میخندی من هم به عنوان خاطره برات مینویسم و عکسی هم میزارم تا یادت باشه به چه کارتونهای علاقه داشتی البته قبلا هم کارتونهای دیگه رو که دوست داشتی برات نوشتم کارتون شان گوسفند زبل   کارتونی زیبا که به نام سگ گله یا  گوسفند زبل داستان شخصیت کارتنی به نام (شان) که با گله ای از گوسفندانی با شخصیت های خنده دار در یک مزرعه ماجراهای جالبی را خلق می کنند . نقش اول کارتن یعنی شان (گوسفند زبل) بره ی باهوشی هست که سعی داره کارهای خوبی انجام بده ولی ماجرا هایی که به سرش میاد جالب ودیدنی هستش که با دیدن آن میتوان شخست ها را به افراد جامعه امر...
27 آذر 1390

علاقه محمد به زور خانه

  دیروز محمد با پدرش صبح به زور خانه رفته بودند البته یه بار دیگه اتفاقی وقتیکه از جلوی زور خانه رد شده بودند برای دیدن ورزشکاران از اون وقت به بعد محمد مدام حرکاتهای راکه در زور خونه دیده بود توی خانه تکرار میکرد مثلا دو تا برس موی سر برمیداشت و با آن میل میزد و یا یه کاسه میاور و مرشد میشد و به پدرش هم میگفت که باید تو هم پاشی ورزش کنی وبگی رخصت مرشد یا علی خلاصه بعد از اون یه بار مدادم به پدرش میگفت من ببر پلهون خونه میخوام پلهون بشم (به قول خودش پهلبون ) تا اینکه دیروز باز هم با پدرش به زورخونه رفته بودن و اونجا مدادم بهونه میگیره که من هم میخوام برو توی گود و حالا بهونه گیری میکنه که یالا باید برای من میل بخرین  ...
27 آذر 1390

روز جهانی کودک بر تمامی کودکان جهان مبارک باد Happy Children’s Day

سلام محمد گیان روز جهانی کودک رو به خودت و تمام کودکان نی نی  وبلاگ وهمه کودکان جهان تبریک میگم روزت مبارک عزیز دلم روز جهانی کودک بر تمامی کودکان جهان مبارک باد Happy Children’s Day to all the world’s children ...
17 مهر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به محمد گیان می باشد